کوروش بزرگ
بنیانگذار امپراتوری هخامنشی
فاتح ماد، لیدیه و بابل. منشور او در ۵۳۹ پیش از میلاد که آزادی دینی و حق بازگشت ملتهای آواره را اعلام میکند، در سازمان ملل تلاوت میشود و نسخهای از آن بهطور دائم در آنجا به نمایش است.

سرزمین تمدنها
یکی از کهنترین تمدنهای جهان — زادگاه نخستین امپراتوری چندفرهنگی، مهد جبر و الگوریتم، خالق مفهوم باغ بهمثابهی بهشت، پدیدآورندهی غزل و اسطرلاب. میراث فرهنگیِ نهفته در هر اثری که از کارگاه زنه بیرون میرود.
درآمدی بر موضوع
کمتر تمدنی را میتوان یافت که چنین پیوسته جهان را شکل داده باشد و در عین حال هویت خود را حفظ کرده باشد. در طول پنج هزار سال، فلات ایران — آن چهارضلعی بلند و خشک میان دریای خزر، خلیج فارس، هندوکش و دجله — سازنده و بازسازندهی امپراتوریها، ادیان، علوم و هنرها بوده است. واژهی «پارادایس» (بهشت) از فارسی باستان «پاییریدائزا» یعنی باغ دیواردار شاهانه میآید. واژهی «الگوریتم» برگرفته از نام الخوارزمی، ریاضیدان خوارزمی در سدهی نهم میلادی است. مهرهی شطرنج که به انگلیسی rook نامیده میشود، همان «رُخ» فارسی است؛ و خودِ این بازی، که در ایران ساسانی پرورش یافت، پیش از آنکه شطرنج نام گیرد «چترنگ» خوانده میشد.
تمدن ایرانی نه تنها به دلیل دیرپایی، بلکه به خاطر استمرار خود استثنایی است. همان فلاتی که نویسندگان پروتوعیلامی سوزا را در حدود ۳۲۰۰ پیش از میلاد پرورید، سه هزار سال بعد خاستگاه امپراتوری کوروش بزرگ بود — نخستین نهاد سیاسی در تاریخ که مردمانی از دهها زبان و کیش را زیر یک قانون بردبارانه گرد آورد. نیمهزاره پس از کوروش، ساسانیان بر دربارگاهی چنان باشکوه فرمان میراندند که سفیران بیزانسی آن را به رؤیای بهشت تشبیه میکردند.
پس از فتح عربی در سدهی هفتم — که بسیاری از فرهنگهای باستانی را بیآنکه نشانی از خود بگذارند در تمدن اسلامی هضم کرد — ایران راه دیگری رفت: اسلام را در خود جذب کرد، آن را آراسته به زبان، علم و زیباشناسی ایرانی به جهان بازگرداند و با هویتی نه تحلیلرفته، بلکه بازتعریفشده از این گذار برخاست. زبان مشترک فرهنگ والا از بوسنی تا بنگال در بیشتر سدهها نه عربی، بلکه فارسی بود.
روایتی که این صفحه بازگو میکند پیروزمندانه نیست. ایران را یونانیان، اعراب، ترکان، مغولان و افغانان گشودهاند؛ استانهایی از دست روسیه و سرزمینهایی از دست انگلستان داده؛ قحطیها، انقلابها و هشت سال جنگی را از سر گذرانده که نسلی را تعریف کرد. آنچه در برابر هر گسستی پایدار مانده، امضای یک تمدن است — در باغ چهارتقسیمی، در طاق ایوان، در غزل حافظ، در تقویمی که خیام با دقتی چند ثانیهای محاسبه کرد، در قناتی که آب سرد کوهستان را به دل کویر میرساند. برای درک ایران امروز، باید نخست عمق میراثی را که با خود حمل میکند شناخت.



گاهنگاری
تاریخ ایران در فصلهایی متمایز رقم خورده است؛ هر فصل لایهای از هنر، زبان و کشورداری را بر لایهی پیشین میافزاید.
نویسندگان پروتوعیلامی سوزا یکی از نخستین دستگاههای نوشتاری جهان را پدید میآورند. فرهنگهای عصر برنز در تپه سیالک، تپه حصار و مارلیک فلزکاریهایی با پیچیدگی شگفتانگیز خلق میکنند. مادها فلات غربی را یکپارچه میکنند، نینوا را در ۶۱۲ پیش از میلاد ویران میسازند و بنیان سیاسی را برای کوروش میگذارند.
کوروش بزرگ فلات را یکپارچه کرده و نخستین امپراتوری چندقومی و چندآیینی را در مقیاسی قارهای بنیان میگذارد که در اوج خود بر حدود ۴۴ درصد جمعیت بشر فرمان میرانده. داریوش یکم جادهی شاهی ۲٬۵۰۰ کیلومتری را میسازد، سکه و اوزان را یکسان میکند، کانالی میان نیل و دریای سرخ میکَند و کارنامهی خود را به سه زبان بر صخرهی بیستون مینگارد — سنگ روزتای گشایش خط میخی.
پس از فتح اسکندر و مرگ زودهنگامش، سردار او سلوکوس ساتراپهای ایران را به ارث میبرد. شهرهای یونانی از مدیترانه تا سند بنیاد مییابند؛ ضرب سکه، تئاتر و هنر هلنیستی وارد واژگان فلات میشوند — و متون علمی یونانی آغاز گفتگویی پربار و دیرپا با اندیشهی ایرانی میکنند.
نزدیک به پنج سده حکومت ایرانی که روم را پشت فرات نگه داشت، سوارهنظام سنگین کاتافراکت و «تیر پارتی» را به مهارت رساند و جادهی ابریشم را میان چین هان و مدیترانه گشوده نگه داشت. پیروزی کوبنده در نبرد حران در ۵۳ پیش از میلاد سپاهی ۴۰٬۰۰۰ نفری از روم را نابود کرد و کراسوس را به خواری انداخت.
ایران در اواخر دورهی باستان به اوج خود میرسد. فرهنگ دربارگاهی زرتشتی، قانون مدوّن، ظروف سیمین منقوش به شکار شاهانه، نقشبرجستههای سنگی باشکوه در نقش رستم و بیشاپور، و زبان معماریِ ایوان و گنبد که هر مسجد ایرانی آینده را شکل خواهد داد. دانشگاه ساسانی گندیشاپور طب و نجوم یونانی، هندی و ایرانی را پاس داشت.
دانشمندان ایرانی — الخوارزمی، ابنسینا، بیرونی، رازی، خیام، نصیرالدین طوسی — جبر، الگوریتم، قانون طب، مثلثات بهعنوان رشتهای مستقل، نخستین رصدخانه در مراغه و تقویمی دقیقتر از گرگوری را به جهان پیشکش کردند. جنبش شعوبی و شاهنامهی فردوسی فارسی را بهمثابهی زبان فرهنگ والا در دوران سامانیان، بوییان، غزنویان و سلجوقیان احیا کرد.
پس از فاجعهی یورش مغول، مدیران ایرانی دولتی پیچیده را بازمیسازند. ایلخانان اسلام میآورند؛ تبریز به پایتخت اوراسیا بدل میشود. در دوران تیمور و جانشینانش، هرات و سمرقند شاهد عصر طلایی نگارگری، ستارهشناسی (رصدخانهی الغبیگ) و نثر فارسی میشوند — پلی میان دورهی کلاسیک و اصفهان صفوی.
شاه اسماعیل یکم مذهب شیعهی دوازدهامامی را دین رسمی اعلام میکند و هویت دینی ویژهی ایران مدرن را رقم میزند. شاه عباس بزرگ اصفهان را به «نصف جهان» بدل میکند: میدان نقش جهان، مسجد امام، مسجد شیخ لطفالله، کاخ چهلستون، پل سیوسهپل. عصر بزرگ کاشیکاری، نگارگری، فرش، فلزکاری و موسیقی کلاسیک ایرانی.
نادرشاه دهلی را فتح میکند و تخت طاووس و الماس کوهنور را به ایران میآورد. کریمخان زند شیراز را میآراید. دوران قاجار ایران را با مدرنیتهی اروپایی آشنا میکند، استانهای قفقازی را به روسیه از دست میدهد و مسجد نصیرالملک شیراز، کاخ گلستان و نخستین عکاسی خاورمیانه را به ارث میگذارد.
انقلاب مشروطه در ۱۹۰۶ یکی از نخستین پارلمانهای آسیا را پدید میآورد. نوسازی پهلوی، کودتای ۱۳۳۲، انقلاب ۱۳۵۷، هشت سال دفاع مقدس در برابر عراق، و ایرانِ امروز با نود میلیون جمعیت — که سینمایش (کیارستمی، فرهادی، پناهی)، ریاضیاتش (مریم میرزاخانی — نخستین زن برندهی مدال فیلدز) و دیاسپورای جهانیاش میراث را به آینده میبرند.

"بنیآدم اعضای یکپیکرند / که در آفرینش ز یک گوهرند / چو عضوی بهدرد آورَد روزگار / دگر عضوها را نمانَد قرار."


اصفهان صفوی
وقتی جواهرساز فرانسوی ژان شاردن در دههی ۱۶۶۰ به اصفهان رسید، ۱۶۲ مسجد، ۴۸ مدرسه، ۱٬۸۰۲ کاروانسرا و ۲۷۳ حمام عمومی در شهری با هفتصدهزار نفر جمعیت برشمرد — شهری که پاریس و لندن آن روزگار یارای رقابت با آن را نداشتند. کاشی هفترنگ، سردر ایوانی، مقرنس، گنبد طلایی بر طبل فیروزهای: هر کلیشهای از شکوه «شرقی» ریشه در اصفهان شاه عباس در حدود ۱۶۰۰ میلادی دارد.

پانتئون
گزیدهای اندک. هریک از این چهرهها مدخل جداگانهای در دائرةالمعارف ایرانیکا دارند که مرجع استاندارد پژوهشهای ایرانی است.
بنیانگذار امپراتوری هخامنشی
فاتح ماد، لیدیه و بابل. منشور او در ۵۳۹ پیش از میلاد که آزادی دینی و حق بازگشت ملتهای آواره را اعلام میکند، در سازمان ملل تلاوت میشود و نسخهای از آن بهطور دائم در آنجا به نمایش است.
معمار دولت هخامنشی
امپراتوری را به بیست ساتراپ تقسیم کرد، جادهی شاهی را ساخت، نخستین سکهی طلای امپراتوری (دریک) را ضرب کرد و کتیبهی سهزبانهی بیستون را برجای گذاشت که کلید رمزگشایی خط میخی برای پژوهشگران مدرن شد.
پیامبر و بنیانگذار آیین زرتشتی
سرایندهی گاتها — از کهنترین شعر دینی در هر زبان هندواروپایی. ثنویت اخلاقی او میان اشا (راستی) و دروج (دروغ) اندیشهی ایرانی را شکل داد و از آن طریق به معادشناسی یهودیت، مسیحیت و اسلام راه یافت.
بنیانگذار آیین مانوی
پیامبر دورهی ساسانی که دینی تلفیقی از مسیحیت، زرتشتی و بودایی پیشنهاد داد. آیینش از شمال آفریقا تا چین دورهی تانگ گسترش یافت. آگوستین قدیس پیش از گرویدن به مسیحیت نه سال مانوی بود.
سرایندهی شاهنامه
شاهنامهی پنجاههزار بیتی او که در طول سی سال سروده شد، بهتنهایی زبان فارسی را در برابر غلبهی عربی نگه داشت و هویت ملی ایرانی را در طول یک هزاره شکل داد.
پدر جبر
کتاب الجبر او واژهی «جبر» (algebra) را به ما داد؛ صورت لاتینشدهی نامش — Algoritmi — واژهی «الگوریتم» را. رئیس بیتالحکمه در بغداد، او همچنین تقویم را اصلاح کرد و جداول سیارهای را تدوین نمود.
دانشمند هند و جهان
شعاع زمین را تا ۱۷ کیلومتر از مقدار مدرن آن محاسبه کرد، سانسکریت آموخت و تحقیق ماللهند را نوشت — دقیقترین توصیف تمدن هندی از قلم یک بیرونی پیش از دوران مدرن.
پزشک و کیمیاگر
تمایز آبله از سرخک را کشف کرد، کاربرد شیمی در پزشکی را پیشگام شد و کتاب الحاوی را نوشت که چهار سده مرجع استاندارد اروپای لاتین بود.
دانشمند جامعالعلوم و پزشک
قانون طب او تا سال ۱۶۵۰ کتاب درسی استاندارد دانشگاههای اروپایی بود. کتاب الشفای او یکی از جاهطلبانهترین تألیفات فلسفی در تاریخ بشر است.
ریاضیدان، ستارهشناس، شاعر
معادلات درجهی سوم را بهشکل هندسی حل کرد، تقویم جلالی را با دقتی بیش از گرگوری طراحی نمود و رباعیاتی سرود که در زمرهی پرترجمهترین اشعار تاریخ بشر است.
عارف و شاعر صوفی
مثنوی معنوی او «قرآن به زبان پارسی» خوانده شده است. در ترجمههای جهانی، مولانا همواره در شمار پرفروشترین شاعران ایالات متحده است — هشت سده پس از مرگش.
استاد غزل
دیوان او را ایرانیان عادی بهعنوان فال میگشایند. گوته «دیوان غربی-شرقی» خود را در ستایش او سرود؛ آرامگاهش در شیراز از پربازدیدترین زیارتگاههای ادبی جهان است.
شاعر اخلاق و جهانگرد
گلستان و بوستان او هشتصد سال است که پیوسته خوانده میشوند. بیتِ «بنیآدم اعضای یکپیکرند» بر سردر تالار ملل سازمان ملل متحد حک شده است.
ستارهشناس و ریاضیدان
رصدخانهی مراغه را بنیاد گذاشت، پیشرفتهترین مرکز ستارهشناسی عصر خود. جفت طوسی همان ابزار هندسیای است که کپرنیک سه سده بعد در «دربارهی گردش افلاک» بهکار برد.
ریاضیدان
استاد دانشگاه استنفورد، متولد تهران. در ۲۰۱۴ نخستین زن — و نخستین ایرانی — برندهی مدال فیلدز، بالاترین افتخار ریاضیات، شد؛ برای کار بر دینامیک فضاهای مدولی رویههای ریمان.
فیلمساز
در ۱۹۹۷ با فیلم «طعم گیلاس» نخل طلای کن را دریافت کرد. گدار گفت: «سینما با گریفیث آغاز میشود و با عباس کیارستمی پایان مییابد.» صدای تعریفکنندهی سینمای ایران پس از انقلاب.


میراث معماری
پایتخت آیینی هخامنشی که داریوش یکم حدود ۵۱۵ پیش از میلاد بنایش را آغاز کرد. پلکان آپادانا نقشبرجستههای بیستوسه ملت باجآور را حمل میکند — کاملترین سند بصری گسترهی یک امپراتوری باستانی.
آرامگاه سنگ آهکی قرن ششم پیش از میلاد، یادگار بنیانگذار امپراتوری. ساده، ششپله، هنوز پس از ۲٬۵۰۰ سال پابرجاست — روایت است که اسکندر کبیر اینجا گریست.
میدان امپراتوری شاه عباس در ۱۵۹۸ — دومین بزرگترین در جهان و اثر جهانی یونسکو. با مسجد امام، مسجد شیخ لطفالله، کاخ عالیقاپو و بازار قیصریه کادربندی شده.
مسجد جامع صفوی (۱۶۱۱–۱۶۲۹) — معماری کاشی ایرانی در اوج خود. کاشی هفترنگ، گنبد دوپوسته و یک کلمهی نجواگونه که هفت بار در شبستان طنین میاندازد.
نمازخانهی خصوصی شاه عباس (۱۶۰۳–۱۶۱۹). گنبد پوشیده از ترنجهای اخرایی و فیروزهای درهمتنیده را بسیاری زیباترین سطح تکنمای معماری ایرانی میدانند.
شاهکار اواخر قاجار (۱۸۷۶–۱۸۸۸) که به نور بامدادی از پنجرههای رنگینکمانی معروف است — نوری که بر فرشها طیف رنگ میپاشد.
اثر جهانی یونسکو از ۲۰۰۴. گهوارهی امپراتوری هخامنشی — کاخهای کوروش، باغ شاهی و کهنترین چهارباغ شناختهشدهی جهان.
آرامگاه صخرهکند شاهانه بالای تخت جمشید، که داریوش یکم، خشایارشا، اردشیر و داریوش دوم در آن آرمیدهاند. هفت سده بعد، نقشبرجستههای پیروزی ساسانی زیر آنها کندهکاری شد.
زیگورات عیلامی قرن سیزدهم پیش از میلاد نزدیک شوش — بزرگترین زیگورات خارج از میانرودان و نخستین اثر ایران در فهرست یونسکو (۱۹۷۹).
استوانهی گلی منقوش به ۵۳۹ پیش از میلاد در موزهی بریتانیا — که اغلب «نخستین اعلامیهی حقوق بشر» خوانده میشود به دلیل بیان آزادی ملتهای زیردست.
مجموعهی شاهانهی قاجاری با کوشکها، تالارهای آینه و کاشیکاری. اثر جهانی یونسکو از ۲۰۱۳.
بزرگترین بازار سرپوشیدهی جهان که بیش از هزار سال است بیوقفه در ایستگاه غربی جادهی ابریشم داد و ستد میکند.
آستانهی نیاکان صفوی — خاستگاه خانوادهای که ایران مدرن را یکپارچه کرد. سردر کاشیکاریشده و فرشپوش آن (فرش اردبیل، اینک در موزهی ویکتوریا و آلبرت) زیباییشناسی اولیهی صفوی را تعریف میکند.
کتیبهی سهزبانهی داریوش یکم به فارسی باستان، عیلامی و بابلی — کلیدی که هنری راولینسون در ۱۸۳۵ برای رمزگشایی خط میخی بهکار برد.
پایتخت عیلام و اقامتگاه زمستانی شاهان هخامنشی. آپادانای داریوش در شوش با آجرهای لعابی شیران و تیراندازان (اینک در موزهی لوور) پیشنهاد اولیهی هر کاخ ایرانی بعدی است.

فلات ایران
خشونت فلات — بارشی که در بیشتر نقاطش از صحرای آفریقا کمتر است — منحصربهفردترین فناوریهایش را پرورید. مهندسی که سکونت پایدار را ممکن کرد، باغهایی که مفهوم بهشت را به مربعی دیوارکشیده از سرو و آب روان تبدیل کردند، و زیباییشناسی سایهی خنک و صدای آب که با اسلام از اندلس تا آگرای مغولی سفر کرد.


آبراهههای زیرزمینی ثقلمحور — برخی پس از ۲٬۵۰۰ سال هنوز در کارند — که آب سرد کوهستان را دهها کیلومتر در دل کویر جاری میکنند. یونسکو قنات ایرانی را در ۲۰۱۶ ثبت کرد.
انبارهای یخ مخروطی کاهگلی با مخازن زیرکف که در تابستانهای پنجاهدرجهای یخ تولید و نگهداری میکردند — سدهها پیش از یخچال برقی.
برجهای بادگیری که با جابهجایی طبیعی هوا و بدون هیچ قطعهی متحرکی خانهها را خنک میکنند. شهر یزد جنگلی از آنهاست.
باغ بهشتی چهارتقسیمی — همان «پاییریدائزای» فارسی باستان که واژهی «بهشت» را به همهی زبانهای اروپایی داد. الگوی باغهای تاج محل، الحمرا و چارباغ مغولی.
هرودوت چنین وصف کرده: «نه برف، نه باران، نه گرما، نه تاریکی شب این پیکرسانان را از تکمیل مراحل خود بازنمیدارد.» شعار ادارهی پست ایالات متحده برگردان همین عبارت است.
که در ۱۰۷۹ میلادی زیر نظر خیام طراحی شد. با چرخهی کبیسهای که تنها یک روز در پنجهزار سال خطا دارد، از تقویم گرگوری رایج در غرب دقیقتر است.
ستارهیاب برنجی از سدهی دهم به بعد در کارگاههای ایرانی به اوج تکامل رسید. اسطرلاب ۱۱۰۲ اصفهان در موزهی گالیلهی فلورانس کهنترین نمونهی دقیقاً تاریخگذاریشدهی باقیمانده است.
شاهراه ۲٬۵۰۰ کیلومتری داریوش از سارد تا شوش با ایستگاههای تبدیل هر ۲۵ کیلومتر. پیک سواره آن را در نه روز میپیمود — سرعتی که اروپا تا دوران راهآهن بدان نرسید.


ادیان فلات
از گاتهای زرتشت تا حرمهای مشهد، فلات ایران چهار هزار سال است که کورهی تخیل دینی بوده — هم ادیانی را پدیدآورده و هم پناهگاهی برای دیگران بوده است.
دین نیاکانی ایرانی، که زرتشت شاید چهار هزار سال پیش بنیان گذاشت. دین رسمی هخامنشیان، اشکانیان و ساسانیان؛ مفاهیم آن دربارهی بهشت و دوزخ، داوری نهایی و موعود از طریق یهودیت، مسیحیت و اسلام به جهان رسید. جامعهای حدود ۱۲۰٬۰۰۰ نفری هنوز در ایران، هند (پارسیان) و دیاسپورا آن را پاس میدارند.
آمیزهی سدهی سوم از اندیشههای مسیحی، زرتشتی و بودایی که مانی آن را موعظه کرد. از شمال آفریقا تا چین دوران تانگ گسترش یافت و پیش از سرکوب در غرب، یک هزاره در آسیای میانه دوام آورد.
که شاه اسماعیل یکم در ۱۵۰۱ آن را دین رسمی اعلام کرد. حرم امام رضا در مشهد و حضرت معصومه در قم در زمرهی پربازدیدترین زیارتگاههای جهان است.
یکی از کهنترین جوامع یهودی جهان که از آزادشدگان توسط کوروش در ۵۳۹ پیش از میلاد پدید آمد. آرامگاه استر و مردخای در همدان همچنان برپاست؛ مقبرهی دانیال در شوش را یهودیان، مسیحیان و مسلمانان یکسان زیارت میکنند.
کلیسای مشرق از بینالنهرین ساسانی در امتداد جادهی ابریشم تا چانگان تانگ گسترش یافت. مسیحیان ارمنی از سدهی چهارم میلادی پیوسته در شمالغرب ایران زیستهاند؛ صومعههای آنها در ماکو و تبریز آثار یونسکو است.
رگهی عرفانی اسلام در دستان ایرانیان — عطار، مولانا، حافظ، جامی — به اوج بیان ادبی خود رسید. طریقتهای صوفیانهی دوران صفوی بستری بودند که دولت مدرن ایران از آن رویید.
آوازهای ایران
ایران یکی از غنیترین کشورهای آسیای غربی از نظر تنوع زبانی است — زبانهای ایرانی هندواروپایی در کنار زبانهای ترکی، سامی و قفقازی در کوچه و خانه طنین میاندازند.
زبانی هندواروپایی از شاخهی ایرانی که حدود ۱۱۰ میلیون نفر در ایران، افغانستان و تاجیکستان بدان سخن میگویند. در ایران و افغانستان با خط فارسی-عربی و در تاجیکستان با خط سیریلیک نوشته میشود.
که ۱۵ تا ۲۰ میلیون نفر در شمالغرب ایران — تبریز، ارومیه، اردبیل — بدان سخن میگویند. خود سلسلهی صفوی در خانه آذری و در دربار فارسی میگفت.
زبانی از شاخهی ایرانی که در سرتاسر غرب ایران رواج دارد و سنت شفاهی حماسی غنی و ادبیات مدرن شکوفایی به هر دو گویش سورانی و کرمانجی دارد.
زبانهای ایرانی جنوبشرقی و جنوبغربی که ویژگیهایی از فارسی میانه را نگه داشتهاند که در فارسی ادبی از میان رفته. لری از نزدیکترین بستگان زندهی فارسی میانه است.
زبانهای ساحل خزر با سنت شعری و آوازی مستقل از فارسی معیار، که از دوران اوایل قرون وسطا از آن متمایز بودهاند.
جوامع زبانی مسیحی دیرینساکن تبریز، اصفهان (جلفا)، ارومیه و فریدونشهر، هریک با خط، مناجات و مطبوعات خود.

فرهنگ زنده
ژرفترین لایهی میراث ایرانی نه خرابه، بلکه شامگاه است: سفرهی هفتسین در نوروز، دانههای انار یلدا، سماور بازارچه، و ردیفی که در شبی زمستانی در تهران شنیده میشود.
سال نوی ایرانی در اعتدال بهاری که دستکم سه هزار سال است در سرتاسر حوزهی فرهنگی ایران — از تاجیکستان تا مناطق کردنشین ترکیه — جشن گرفته میشود. میراث معنوی یونسکو از ۲۰۰۹. سفرهی هفتسین با هفت نماد آغازشده با سین چیده میشود.
بلندترین شب سال که با خانواده، انار، هندوانه و خواندن حافظ جشن گرفته میشود. یلدا پیش از اسلام ریشه دارد و به قرن بیستویکم بیگسست رسیده است.
جشن آتشافروزی و آتشپرانی در آخرین چهارشنبهی سال ایرانی — اخگری از آیین زرتشتی پیش از اسلام که هنوز در هر محلهای از ایران شعله میکشد.
سیزدهمین روز نوروز که هر خانوادهای در ایران در دامن طبیعت میگذراند. سبزه را به آب روان میسپارند تا نحوستِ سال را ببرد.
چای ایرانی سیاه سرو میشود و اغلب با قند کله که میان دندان نگه میدارند. سماور دستگاه ثابت هر خانه، هر بازارچه و هر واگن قطار از تبریز تا مشهد است.
خورشهای کُندپخته، برنج زعفرانی با تَهدیگ ترد، سبزی تازه به فراوانی، رب انار، گیلاس ترش و سبزیپلوی باشکوه نوروز. رژیمی مدیترانهای کهنتر از ایدهی مدیترانه.
ردیف قانون شفاهی موسیقی کلاسیک ایرانی است — حدود ۲۵۰ مدل ملودیک که از استاد به شاگرد منتقل میشود. میراث معنوی یونسکو از ۲۰۰۹. تار، سهتار، نی، سنتور و کمانچه ابزار آناند.
آداب پیچیدهی رد و بدلکردن رد و قبول مؤدبانه — سه بار رد کردن کرایه از رانندهی تاکسی پیش از پرداخت — که زندگی اجتماعی ایرانیان را ساختار میدهد و هر تازهواردی را دچار حیرت میکند.

هنر و صنایع دستی
فرش پازیریک از گور سکایی (حدود سدهی پنجم پیش از میلاد) کهنترین فرش خوابداری است که یافت شده. دو و نیم هزاره بعد، فرشهای تبریز، اصفهان، کرمان، کاشان و قم همچنان معیار جهانی هنر دستبافت است.
سنت نگارگری ایرانی — از مکتب تبریز در دوران ایلخانان تا مکتب هرات بِهزاد تا شاهنامهی شاه طهماسب صفوی — منشأ سنتهای نگارگری مغولی و عثمانی است.
نستعلیق که در ایران سدهی چهاردهم پدید آمد بهطور گسترده زیباترین خطی دانسته میشود که تاکنون برای فارسی و اردو خلق شده. میرعلی تبریزی مخترع شناختهشدهی آن است.
شیوهی هفترنگ و کاشی معرق (معرقکاری) اصفهان اوج دستاورد سفالینهی معماری در هر سنتی را نمایندگی میکند.
قلمزنی، مُنبتکاری و میناکاری (مینای شیشهای بر فلز) سنت پیوستهی فلزکاری ایران را از نقرهی ساسانی تا استادان امروزین اصفهان و قم میسازند — همان نسبی که گالری زنه در آن کار میکند.
قلمدانها، آینهها و جلدهای کتاب لاکی ایرانی که با نگارگری زیر لایههای روغن روشن نقشپذیر شدهاند، ویژگی دورهی صفوی و قاجار است و در همهی مجموعههای موزهای مهم دیده میشود.
موزاییک از تکههای بسیار نازک چوب، برنج، استخوان و عاج شتر که در اشکال هندسی کنار هم چیده میشوند — هنری شیرازی با چنان صبری که یک صفحهی شطرنج ممکن است صد ساعت وقت استاد ببرد.
ترمهی دستبافت یزد و مخمل ابریشم کاشان جامهی دربار صفوی بود و همچنان جهیزیهی عروسان ایرانی را میآراید.

میراث زنه
فلزکاری ایرانی — قلمزنی، مُنبتکاری، میناکاری (مینای شیشهای بر فلز) — در خطی بیگسست از ظروف سیمین ساسانی سدهی چهارم، از طریق کارگاههای اصفهان صفوی تا استادان قم، اصفهان و تهران امروز ادامه یافته است. واژگان نقشمایهای که بهکار میبریم — سرو، شمسه، شیروخورشید، سوارکار شکارگر، اسلیمی، سیمرغ — همان واژگانی است که بر آبریزی ساسانی سدهی هفتم در ارمیتاژ قلمزنی شده.
هر اثر زنه در دل آن نسب نشسته است. ما آهسته میسازیم، در شمارگان اندک، زیرا این سنت سه هزار سال پیش از ما آهسته و در شمارگان اندک ساخته شده است. بالش نمدی زیر فلز، قلم کوچک، حالت دست: همه از روزگار کارگاههای شاه عباس دستنخورده مانده.
پرسشهای متداول
بله — هر دو به یک تمدن اشاره دارند. «پرشیا» نام یونانی است (برگرفته از استان پارس/فارس در جنوب)؛ «ایران» نام بومی است، برخاسته از «اریانام» در فارسی باستان به معنای «سرزمین ایرانیان»، که خود ایرانیان بیش از دو هزاره از آن استفاده کردهاند. در ۱۳۱۴ رضاشاه رسماً از دولتهای خارجی خواست نام «ایران» را بهکار ببرند.
تمدن شهری یکجانشین در فلات ایران دستکم به ۳۲۰۰ پیش از میلاد در شوش و فرهنگ جیرفت میرسد. هویت سیاسی پیوستهی ایرانی معمولاً از بنیانگذاری هخامنشیان توسط کوروش در حدود ۵۵۰ پیش از میلاد شمرده میشود — که تمدن پیوسته را بهعنوان نهاد سیاسی حدوداً ۲٬۵۰۰ ساله و بهعنوان موجودیت فرهنگی حدوداً ۵٬۰۰۰ ساله میکند.
این منشور که پس از فتح بابل توسط کوروش در ۵۳۹ پیش از میلاد نوشته شد، آزادی دینی، حق بازگشت ملتهای آواره (از جمله تبعیدیان یهودی) به سرزمینهایشان و لغو بردگی اجباری را اعلام میکند. پژوهشگران مدرن دربارهی اینکه آیا واژهی «حقوق بشر» در این زمینه مناسب است بحث دارند، اما اصولی که در آن بیان شده برای سدهی ششم پیش از میلاد شگفتانگیز است.
فارسی یک زبان هندواروپایی است — خویشاوند دور انگلیسی، آلمانی، یونانی، لاتین و سانسکریت. فارسی نو که فردوسی هزار سال پیش آن را تدوین کرد، هنوز در شکل اصلی خود برای ایرانیان تحصیلکرده خوانا است. تاجیکی و دری گویشهای تاجیکستانی و افغانستانی آناند.
شعر کلاسیک فارسی — فردوسی، خیام، مولانا، سعدی، حافظ — را ایرانیان عادی از رانندگان تاکسی تا رؤسای جمهور حفظ میکنند، نقلقول میآورند و بهعنوان واژگان اخلاقی و احساسی از آن بهره میگیرند. حافظ بهویژه بهعنوان فال گرفته میشود: دیوان را تصادفی میگشایند و غزل انتخابشده را پاسخ میخوانند.
ایران ۲۷ اثر ثبتشده دارد — از بالاترین تعداد در جهان — از جمله تخت جمشید، پاسارگاد، میدان نقش جهان در اصفهان، آستانهی شیخ صفیالدین در اردبیل، باغهای ایرانی، قناتها، شوش، چغازنبیل، مجموعههای صومعههای ارمنی و بیابان لوت.
قلمزنی هنر ایرانی کندهکاری دستی نقوش ظریف بر سطح ظروف مس، برنج، نقره و طلا با قلمی کوچک و بالشی نمدی است. این سنت از دوران ساسانی (سدههای سوم تا هفتم میلادی) مستند است و هنوز در اصفهان، قم و کارگاههای گالری زنه در نسبی بیگسست از استاد به شاگرد تداوم دارد.
بین چهار تا هشت میلیون ایرانیتبار یا ایرانیزاده خارج از ایران زندگی میکنند — بزرگترین جوامع در ایالات متحده (بهویژه لسآنجلس، که اغلب «تهرانجلس» خوانده میشود)، کانادا (تورنتو، ونکوور)، آلمان، بریتانیا، سوئد و کشورهای حوزهی خلیج فارس. دیاسپورا سهمی نامتناسب از دانشمندان، کارآفرینان و هنرمندان معاصر جهان را داشته است.
منابع و مطالعات بیشتر
همهی عکسها و تصاویر تاریخی این صفحه از ویکیمدیا کامنز با مجوزهای حوزهی عمومی یا کریتیو کامنز گرفته شده و بهصورت محلی ارائه میشوند. سمتوسوی سرمقالهای از پژوهشهای آزاد persianheritage.org الهام گرفته شده است. ادعاهای تاریخی از منابع ذکرشده در بالا برگرفته شدهاند.